هرچه هستی باش

من یک شاپرکم.

کارم چرخیدن دور شمع زندگیمه.

هر بار که بالم به شعله ی شمع می خوره،گر میگیره.پرنورتر میشه.

اون قدر این اتفاق می افته تا بالم بسوزه و بیفتم کنارش.

من آروم می میرم.نه به خاطر پرواز نکردن وغذا نخوردن.

من می بینم که شمعم خاموش می شود.

از مرگ او می میرم...

من یک شاپرکم.

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط شاپرک نظرات ()

چرا نفس کشیدن رو دوست داری زمانی که صدای شکستن دلی رو که به دست تو شکست ،نشنیدی....

چرا نفس کشیدن رو دوست داری موقعی که اشکای آرومی که تو باعث ریختنشون بودی رو ندیدی...

چرانفس کشیدن رو دوست داری هنگامی که نه چشمی برای دیدن  و نه گوشی برای شنیدن داری......

 

نوشته شده در یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط شاپرک نظرات ()


آخرين مطالب
» خبر...
» ناگهان چه قدر زود عید می شود....
» برای آبجی 2....
» برای آبجی....
» سفر 3روزه به کربلای جبهه ها...
» فراموشی....
» باز هم به یادم باش...
» داغ تنهایی
» حسین....
» به زن بودن ومرد بودن خو افتخار کنید...

Design By : RoozGozar.com